یک وقتا که به گذشته فکر می‌کنم به شک می‌افتم که گذشته‌ی من چی شده.. اون آدما که می‌شناختم... دوستانم و هم‌ بازی‌های دوران کودکی کجا هستند...نمی‌دونم اصلا اون آدما حقیقی بودن یا مجازی... نمی‌دونم خاطرات من ساختگی هستن یا به راستی اون روزها و اون آدما وجود داشتن... نمی‌دونم چی رو باور کنم...
ماجرا از این شروع شد که تصمیم گرفتم دوستان و هم‌ بازی‌های دوران کودکی‌ رو پیدا کنم و البته چه راهی آسونتر از گوگل که از جون آدمیزاد تا شیر مرغ رو می‌شه توش پیدا کرد... اما، دریغ از یک اسم آشنا.. هیچ کس رو نتونستم پیدا کنم... حتی از دوران دانشگاه و همکارانِ قدیم هیچ‌ کس رو پیدا نکردم... هیچ رد پایی و اثری از دوستان قدیم پیدا نکردم... گذشته‌ی من ناپدید شده و همراه با اون بخشی از زندگی من ناپدید شده... گاهی فکر می‌کنم که نا امیدی و فراموشی تنها بازمانده‌های این زندگی هستن...

/ 1 نظر / 5 بازدید